بانفس های بودن باتو زنده هستم ای بهانه ی من برای زندگی
|
|
بهم میایم
عشق منی عمر منی اخه تو عزیز تر ازجونمی بهم میایم اینو همه بهمون میگن نمی زارم حسودها بهت حرف ناسزا بگن اخم هاتم واسه من خیلی شیرنه قیافت همه جوره به دل میشینه اما منو تواینو خوب میدونیم که بدون هم نمی مونیم جونمون به جون هم وابستس دلمون به روی غریبه بستس بودن من بی هیچ معنی نداره دلم واسه دیدنت لحظه هارو می شماره اسمس میزنی میگی من به یادت هستم منم همیشه دوست دارم وتورو میپرستم
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | سه شنبه نوزدهم آبان 1388 | 9:23 بعد از ظهر | + | موضوع: شعرهای که خودم نوشتم |
بیوگرافی نیکبخت واحدی علیرضا ساعت ? صبح روز جمعه ? تیر ???? در بیمارستان امام رضا(ع) مشهد به دنیا آمد. پدرش خیاط بود و تولیدی پوشاک داشت و مادر، خانه دار و البته هنر آرایشگری، او فرزند اول خانواده بود و بعد از او، یک برادر و 3 خواهر دیگر هم به این جمع اضافه شدند. محل سکونت خانواده اش در هنگام تولد، خیابان کوه سنگی مشهد بود و دوره رشد و پرورش را در محله ابوطالب مشهد گذراند.
به دبستان رافت کوه سنگی می رفت، دوره راهنمایی را در مدرسه اسرار خیابان سازمان آب گذراند و در دبیرستان شریعتی مشهد و در رشته فنی و حرفه ای دیپلم گرفت. علیرضا در تمام این سالها ساکن شهر مقدس مشهد بود ادامهبیوگرافی رو میتونید درادامه مطلب بخونید حتما بخونید چون جالبه ادامه دلنوشته ي يه عاشقو ميتونين اينجا بخونين... دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 | 8:55 بعد از ظهر | + | موضوع: بیوگرافی فوتبالیست ها |
روز 13ابان روز قرار سلام دوستای گلم چندروزدیگه باعشقم قراردارم به خاطرهمین شعری براش نوشتم
دلم بیقراره؛بیقراره برای نگاهت باتموم وجود دلم دلواپس واسه چشماهت قرارمون روزسیزده ابان یه روزقشنگ همراه بانم نم باران توی این دنیای پرهیاهو دنبال چشمات میرم به طرف وهرسو اما توی این هیاهو یه چیزی منو دیونه کرده میترسم تورو ازم بگیرن ادمای ناجور وهرزه تیک تیک ساعت ثانیه هارو میشماره هرثانیه تورو یادم میاره برای دیدنت بیقرارم فقط یه دله خسته دارم که اونوزیرپات میزارم
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | یکشنبه دهم آبان 1388 | 7:37 بعد از ظهر | + | موضوع: شعرهای که خودم نوشتم |
بارون مي باره بارون میباره گل من چشمای منم بارونی دستای من دیونه هنوز سرد وخالی هنوز سرد وخالیه ازدست بی وفایی هنوزهم چشام بارونی ازدست بی وفایی بیابرگردتادلت نرفته بیابرگرداین دل بی تومرده بیاپیش من این دل بیچاره بی توخونه بیاکنارم که این دل من خیلی داغونه داغونه از دوری دستات لبخندت چشمات داغونه داغونه لحظه هام میترسم یه روزی قبل ازاومدنت بمیرم میترسم دراین روزهای دوریت دق کنم بمیرم اخه چرانمیفهمی من بی تومیمیرم همیشه یادت باشه توی اغوشت ارام میگیرم
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | چهارشنبه ششم آبان 1388 | 0:36 قبل از ظهر | + | موضوع: شعرهای که خودم نوشتم |
روزتولدم پای عهدم می مونم
ميشكم دلي رو كه تودلت ردپاي غصه گذاشت
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | پنجشنبه پنجم شهریور 1388 | 12:59 بعد از ظهر | + | موضوع: شعرهای که خودم نوشتم |
من راجزبه اسم عشق صدا مكن من را جزبه اسم عشق صدامکن ازت خواهش میکنم که دیگه غم رو وارد این ماجرانکن بیهوده پشت پابه ترانه های من نزن جون شقایق های سوخته اتش به خاطراتم نزن هروقت تنهاشدی به من فکرکن درلحظه های بی کسی به من تکیه کن تکیه به شونه های عزیزت دل سپردن به دل عزیزت می خوام ازاین روزهابرات بگم میخوام ازروزهای بی کسی برات بگم میخوام نقاشی چشمانت رابکشم میخوام دل پاکت رو میون دل فرشته هابکشم ای که دل پاکت خونه ی منه ای که نامت برام ارام جونمه اسم قشنگت رو روی برگ های گل شقایق مینویسم عکس چشای نازت رو روی اسمون دلم میکشم یادته اسم تو کناردریا روی ماسه هاکشیدم یادته شبی رو برای موندنت گریه کردم تاحالاواسه چشای کسی دیونه وخراب نشدم تاحالا واسه قلب کسی پوچ وبیهوده نشدم اما حالا این ترانه رو برات نوشتم تابدونی بی تو من بی جون بدبختم به عنوان جمله ی اخراین ترانه برات چیزی دارم .....نازم به بی نهایت کهکشان ها دوست دارم
شعرهاو نظرات خودتونو براي ماارسال كنيد
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | جمعه سی ام مرداد 1388 | 11:36 بعد از ظهر | + | موضوع: شعرهای که خودم نوشتم |
اومدن رمضان رمضان امد ماه مهمانی خدا امد
خدایا به خاطربزرگی این ماه ازگناه های مابگذر خداعطروروشنی وبرکات این ماه رو به ما بتابان اومدن این ماه برهمه مسلمانان جهان مبارک باد . توجه انهایی که مطالب جالبی رو درمورد ماه نورانی رمضان میدونند یا هرچیز دیگری تو نظرات اعلام کنند.
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 | 4:1 بعد از ظهر | + | موضوع: همه چی درمورد ماه مبارک رمضان |
الو ...خدا الو ... الو... سلام کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟ مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟ پس چرا کسي جواب نميده؟ يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده. بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ... هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم . صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟ فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟ بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا باهام حرف بزنه گريه ميکنما... بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛ بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلند گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟ نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن. مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نيستيم؟پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد... خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت. کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ... بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي... کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.....
دوستت دارم خداجونم....
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 | 1:24 بعد از ظهر | + | موضوع: شعر های عاشقانه |
ماه من ماه من ماه من غصه چرا؟!
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 | 11:30 بعد از ظهر | + | موضوع: شعر های عاشقانه |
بیوگرافی محسن چاوشی بیوگرافی محسن چاوشی محسن چاووشی / متولد ۸/۵/۱۳۵۸ / محل تولد خرمشهر / ۲ خواهر و ۳ برادر به نام های هوشنگ ، مهرداد و فرهاد دارد / ماشین مورد علاقش وانت هست در حالی که خودش ماشین شخصی نداره / ساز تخصصیش کیبورد هست / ورزش مورد علاقش شنا هست و از فوتبال بیزاره / بسیار زود رنج / آهنگ متاسفم و رفیق خوب را از سایر آهنگاش بیشتر دوست داره و حالش از آهنگ قاتل حرفه ای به هم می خوره / بازیگران مورد علاقش پرویز پرستویی و رضا کیانیان هستند و کارگردان مورد علاقش داریوش مهرجویی / خواننده های مورد علاقش محسن نامجو و کریس دی برگ هستند و آهنگساز مورد علاقش چایکوفسکی / مجرد هست و فعلآ قصد ازدواج نداره خبر خوب : آلبوم جدید محسن چاووشی یه شاخه نیلوفر نام دارد که تنظیم کلیه قطعات این آلبوم را محسن چاووشی انجام داده و ترانه های این آلبوم از حسین صفا و امیر ارجینی می باشد . این آلبوم قرار است از طریق کمپانی آوای باربد و با مجوز ارشاد وارد بازار شود . خبر بد : به احتمال زیاد صدای محسن چاووشی از فیلم سنتوری حذف خواهد شد و صدای بهرام رادان جایگزین آن خواهد شد .
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 | 11:19 بعد از ظهر | + | موضوع: بیوگرافی خواننده گان |
خاطرات منوعشقم سلام دوستای خوبم،اینباریه چیزی جدید همون طورکه پرسیده بودید اره من عاشقم عاشق یکی که خیلی برای من عزیزه الان یه ساله که ازاشناییمون میگذره .اره درست پارسال همون موقع بود یادمه یادمه 22مرداد بود برای همین خواستم این براتون بزارم چون خیلی سوال کرده بودید. این تقدیم به اخه منو خیلی دوست داره منم دوست دارم گلم این شعرم تقدیم به تو که خیلی برای بهترین کسی بخون گلم......اینو برای تو نوشتم من را جزبه اسم عشق صدامکن ازت خواهش میکنم که دیگه غم رو وارد این ماجرانکن بیهوده پشت پابه ترانه های من نزن جون شقایق های سوخته اتش به خاطراتم نزن هروقت تنهاشدی به من فکرکن درلحظه های بی کسی به من تکیه کن تکیه به شونه های عزیزت دل سپردن به دل عزیزت می خوام ازاین روزهابرات بگم میخوام ازروزهای بی کسی برات بگم میخوام نقاشی چشمانت رابکشم میخوام دل پاکت رو میون دل فرشته هابکشم ای که دل پاکت خونه ی منه ای که نامت برام ارام جونمه اسم قشنگت رو روی برگ های گل شقایق مینویسم عکس چشای نازت رو روی اسمون دلم میکشم یادته اسم تو کناردریا روی ماسه هاکشیدم یادته شبی رو برای موندنت گریه کردم تاحالاواسه چشای کسی دیونه وخراب نشدم تاحالا واسه قلب کسی پوچ وبیهوده نشدم اما حالا این ترانه رو برات نوشتم تابدونی بی تو من بی جون بدبختم به عنوان جمله ی اخراین ترانه برات چیزی دارم .....نازم به بی نهایت کهکشان ها دوست دارم
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 | 0:36 قبل از ظهر | + | موضوع: شعرهای که خودم نوشتم |
دریاچه خیالی... اولین جایه دیدن اولین نقطه رویایی توگفتی اینجاچه خوشکله واسه اشنایی خوبه گفتم عزیزم سکوت اینجا واسه عهدبستن خوبه عهدی که بستیم،عهدی قشنگ وبا وفا ازاون لحظه به بعد دریاچه بهترین جای منوتو جسته ی دوتاقوی مابه ته دریاچه چسپید ولی این دوتاعاشق همیشه باهم بودن حتی تو لحظه ی مرگشون هم کنارهم بودن اما اسمون عاشقی منو تو سیاه وابری وپرسروصدا به جای پروازکبوترها شده خونه ی همیشگی خفاش ها بااین اسمون کارمون رسید به جدایی تورفتی من موندم تنهای تنها...... کناردریاچه خشکیده باپرهای سفیدقوها ولی بدون من هنوزچشمامو به جاده می بندم دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | سه شنبه بیستم مرداد 1388 | 12:37 بعد از ظهر | + | موضوع: شعرهای که خودم نوشتم |
گل خشکیده ی لایه دفترم گل خشکیده ی لایه دفترم اشک جمع شده ی گوشه چشمم عکس تو توی طاقچه ی اتاقم دفتر من وتو.. دفتر خاطراتم دفترروزهای اشنایی دفترهای روزهای شادی دفترروزتولد،دفترروزهای اشنایی بادلی پردرد وخسته با بال های شکسته همراه یه شمع نیم سوخته هنوزاسم قشنگت روی زبونم زمزمه می کنم هنوز خاطراتت رو بانگاه چشمات یاد می کنم میدونی توی این اتاق چی تورویادم میاره گل های شبنم ولاله که گل های بهاره بهاری که بی تو برام زمستونه خیاله کاش که هرروزبودن دوباره توبود تولد تو تولد گل های بهاری بود اماانگاری این حقیقت نداره برگشتن توواسم امکانی نداره اماحالاکه نیستی خاطراتت پیشم هست سهم توخوشی وسهم من گریه هست.
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | 2:51 قبل از ظهر | + | موضوع: شعرهای که خودم نوشتم |
عکس های جومنگ وسوسانو هدیه هدیه.عکس های بانو سوسانو وجومنگ .این دوتا خیلی خوشکلن مگه نه؟
نظررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر ندید بی انصافیه
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | 2:30 قبل از ظهر | + | موضوع: |
نه دیگه تورو میخوام نه... نه دیگه تورو می خوام ، نه چشمای سیاهتو نه دیگه عشق رو می خوام ، نه دل مهربونتو نه دیگه دلم تنگ برات ، نه دیگه اسیرتم نه قلبم می تپه برات ، نه دیگه دیوونتم نه دیگه بهارو دوست دارم ، نه بارونو نه ستاره رو دارم ، نه سوگل قصه هامو نه دلی مونده واسم که بخواد عاشقت باشه نه دیگه چشمی دارم که بخواد منتظرت باشه نه حسی مونده واسم که بخواد واست دعا کنه نه خیالتو به سر دارم تا بگم خدا خدا خدا کنه نه دیگه می خوام به عشق تو اسیر باشم نه می خوام مثل قدیم دربه در و حقیر باشم نه دیگه حرف های قشنگتو یه لحظه باور ندارم نه تو این سیاهی ها ، من حس یار و یاور ندارم نه عشقمی ، نه ماهمی ، نه دیگه فرشته نیازمی نه اشکمی ، نه سازمی ، نه دیگه پرنده خیالمی نه دیگه ، نمی خوام تو رو ، برو ، دوستت ندارم نه ، یه بار دیگه بهت بگم : من دیگه دوستت ندارم
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | شنبه هفدهم مرداد 1388 | 2:22 قبل از ظهر | + | موضوع: شعر های عاشقانه |
بودن ما کنارهم هرلحظه کنارتو احساس عشق است توی دستای کوچیکت یاس عشق است قلب مهربون محفل خوبی هست چشمای قشنگت رنگ صبورهست من می بالم....... می بالم به این عشق باتوبودن میون منوتوفاصله ولی یادهم بودن درسته میون من وتوفاصله هست عوضش یادمون همیشه زنده هست عسل بانو بگو که دلم باتو می مونه اخ دل من تامرگ شقایق ها میمونه درسته یه کم شیطونی ولی برای من مقدسی تااخرراه بامن بمون، جون من جون گل های اطلسی اخه توی تنها فانوس قلبم اخه توی تنهاساکن قلبم پس یادت باشه دلم زنده هست بانام تو توی دنیای به این بزرگی می میره برای تو
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | شنبه هفدهم مرداد 1388 | 1:24 قبل از ظهر | + | موضوع: شعرهای که خودم نوشتم |
متن های عاشقانه وقتی که گریه کردیم گفتن بچه است................. وقتی که خندیدیم گفتن دیونه است.................. وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره............................. وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش............................. وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفه................................................... وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه................................................... حالا ام که عاشقیم می گن گناه. .............................................................
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش ............................................................. انگار ولگرد شده بودم به جستجوی نشانی ات به تمام جهان سر زدم اما نبودی به دور رفتم حتی به سرزمین خوشبختی در افسانه های پدربزرگ که حقیقت نداشت هیچ کس نبود انگار تو هم ولگرد ش ............................................................. دلم غمگین نگام ابری چشام بارون صدام ابری طلوع عشق من بی رنگ غروب گریه هام ابری منو دلتنگیه گریه به روی شونه های تو می شم بارون دلتنگی می بارم ازچشای تو نمی خوام بی تودنیارو باگل ها وباگلدون هاش نمی خوام بی توفردارو باتابستون هازمستون هاش ............................................................ شب را دوست دارام بخاطر سکوتش سکوت را دوست دارم بخاطر آرامشش آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهایی تنهایی را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش ............................................................
نظریادتو نره دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | جمعه شانزدهم مرداد 1388 | 12:42 بعد از ظهر | + | موضوع: متن های عشقانه وجالب |
مزایای ازدواج برای خانواده مزایای ازدواج برای مردها ،زنها،فرزندان مزایای ازدواج سالم برای مردها: مزایای ازدواج سالم برای خانمها: مزایای ازدواج سالم برای كودكان و نوجوانان:
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | جمعه شانزدهم مرداد 1388 | 12:32 بعد از ظهر | + | موضوع: نکات مهمی که درروابط زناشویی بایدرعایت کرد |
اسمس وجوک سری پنجم بازم اسمس اسمس و جوک تاز وداغ خودتون بخونید مزش بیشتره
ولی نظریادتون نره
آبادانيه ميره تهرون سوار اتوبوس ميشه ، به راننده بليط ميده ، راننده ميگه آقا اين بليط ماله آبادانه !! آبادانيه ميگه : کوکا چيشتو خوب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه
اين اس ام اس رو به 4 دليل برات مي فرستم: نظریادتون نره
دلشكسته اي از تبار عشق با نام راهزن دلها | دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 | 10:56 قبل از ظهر | + | موضوع: دنیای اسمس |
|
|